ماجرای فُطرُس بین قبول و انکار   

ماجرای فُطرُس بین قبول و انکار

 

(ماجرای فطرس و شبهات آن – 1)

 


از امام صادق علیه‌السلام نقل شده كه فرمود: فطرس فرشته‌ای است كه پیوسته دور عرش گردش می‌کرد تا اینکه در موردى نسبت به فرمان الهى كُندى ورزید (فَتَلَكَّأَ فِی شَیْ‏ءٍ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ). این کوتاهی سبب شد تا بالش بریده و در جزیره اى افكنده شود.

 


 

امام حسین (ع)

هنگامى كه حسین علیه‌السلام به دنیا آمد، جبرئیل علیه‌السلام مأمور شد بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شده و میلاد حسین علیه‌السلام را به وى تهنیت گوید. جبرئیل در راه فطرس را ملاقات کرد. فطرس دست به دامان جبرئیل شد تا کاری برای او کند. (فَعَاذَ بِجَبْرَئِیلَ)

او گفت: من مأموریت دارم تا به محضر محمّد صلی الله علیه و آله شرفیاب شوم و او را به فرزندى كه برایش متولّد شده تهنیت گویم؛ اگر می‌خواهی تو را هم با خود نزد او ببرم. فطرس پذیرفت و جبرئیل او را حمل کرده و در مقابل رسول خدا صلی الله علیه و آله بر زمین نهاد. فطرس با تكان دادن انگشت خود به آن حضرت التماس کرد تا مشکل او را حل کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله به وى فرمود: بالِ خویش را به حسین علیه‌السلام بمال! او بالش را به حسین علیه‌السلام مالید و به آسمان عروج کرد (اِمْسَحْ جَنَاحَكَ بِحُسَیْنٍ فَمَسَحَ جَنَاحَهُ بِحُسَیْنٍ فَعَرَجَ) (1)

 

داستان فطرس تنها منحصر به این نقل نیست و می‌توان قصه او را در نقل‌های دیگری که از نظر محتوا نزدیک به هم هستند نیز ملاحظه کرد. در روایتی که مرحوم صدوق(ره) نقل می‌کند(2) گفتگویی بین فطرس و رسول خدا صلی الله علیه و آله هم وجود دارد که چنین است:

پس از آنکه فطرس شفا گرفت به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد: یَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَا إِنَّ أُمَّتَكَ سَتَقْتُلُهُ ؛ بی شک امت شما در آینده کمر به قتل این مولود شریف خواهند بست. او این حق را به گردن من دارد كه أَلَّا یَزُورَهُ زَائِرٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ عَنْهُ؛ هر كس که او را زیارت کند من زیارت وی را به عرض آن حضرت برسانم و لَا یُسَلِّمَ عَلَیْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ سَلَامَهُ؛ و هر كس كه به آن حضرت سلام كند من سلامش را به آن بزرگوار برسانم و لَا یُصَلِّی عَلَیْهِ مُصَلٍّ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ صَلَاتَهُ؛ و هر كس كه درود بر آن حضرت بفرستد من درود او را به خدمتش می‌رسانم این بگفت و ثُمَّ ارْتَفَعَ ؛ پرکشید و بالا رفت.

 

در قرآن کریم می‌خوانیم که فرشتگان، مأموران الهی‌اند و هیچ‌گاه از فرمان خدا سرپیچی نکرده و دستورات او را به طور کامل اجرا می‌کنند. «لا یَعْصُونَ اللهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ»(3) و یا «وَ هُم بِأَمْرِهِ یَعْمَلُون‏»(4)؛ و آن‌ها (فرشتگان) به فرمان او (خداوند) كار مى‏كنند

وقتی روایات مربوط به فطرس را در کنار آیاتی از قرآن کریم قرار می‌دهیم تعارض محتوایی بین آن‌ها و قرآن کریم پیش می‌آید که این امر سبب می‌شود این روایات از درجه اعتبار ساقط شده و ما نتوانیم آن‌ها را بپذیریم.

 

طرح اشکال

در قرآن کریم می‌خوانیم که فرشتگان، مأموران الهی‌اند و هیچ‌گاه از فرمان خدا سرپیچی نکرده و دستورات او را به طور کامل اجرا می‌کنند. «لا یَعْصُونَ اللهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ»(3) و یا «وَ هُم بِأَمْرِهِ یَعْمَلُون‏»(4)؛ و آن‌ها (فرشتگان) به فرمان او (خداوند) كار مى‏كنند.

با این مقدمه ما چطور این روایات را بپذیریم در حالی مفهومشان با ظاهر قرآن کریم در ستیز است؟ قرآن کریم از عصمت ملائک سخن می‌گوید در حالی که اساس این دسته از روایات بر عصیان و عدم عصمت ملکی از ملائک الهی نهاده شده است.

امام حسین

برخی اندیشمندان نظیر علامه طباطبایی(ره) با صراحت این روایات را مخالف قرآن کریم دانسته و از پذیرفتن آن‌ها خودداری می‌کنند.(5) این عده می‌گویند:

مضمون این روایات که فرشته‌ای از حاملان عرش الهی در فرمانی كه به او رسیده بود، كُندی كرد و مورد خشم الهی واقع شد! با آنچه در آیات قرآن درباره فرشتگان مقرب خداوند آمده كه آنان فرمان خداوند را عصیان نمی‌کنند، منافات دارد.(تعارض محتوایی)

دو اشکال دیگر هم به این روایت می‌گیرند که یکی ضعف سندی و دیگری خبر واحد بودن آن است.(6)

 

پس از روشن شدن اصل مسأله و طرح سه ایراد برای نپذیرفتن این روایات، اینک اشکال‌های مطرح شده را مورد نقد و بررسی قرار می‌دهیم تا ببینیم می‌شود اشکالات وارده را کنار زد و بر محتوای زیبای این روایات همچنان پا فشرد یا نه؟

برای نقد اشکالات وارده به داستان فطرس، دو کار عمده وجود دارد که یکی در حوزه اعتبار سندی این روایت‌ها است و دیگری در حل تعارض محتوایی آن با قرآن کریم. چون جدی‌ترین اشکال این روایت همان‌طور که علامه طباطبایی(ره) به آن اشاره کردند تعارض محتوایی آن با قرآن کریم است ما نیز این بحث را بر بحث سندی مقدم کرده و به آن می‌پردازیم.

 

ممکن است فرشتگانی همانند انسان وجود داشته باشد که دارای نفسی باشند با قابلیت کمال پذیری. بنابراین امکان دارد که فطرس از فرشتگان زمینی باشد و با فرشتگان آسمانی یا اخروی تفاوت داشته باشد. در نتیجه عصیان و تمرد او هیچ منافاتی با آیات قرآن کریم نخواهد داشت

حل تعارض محتوایی این روایات با ظاهر قرآن کریم

در این بخش به چند دلیل استناد می‌کنیم تا ثابت کنیم تعارضی بین آیات و این روایات وجود ندارد:

1. آیت الله جوادی آملی(حفظه الله) در این باره نظری دارند که مشکل تعارض را حل می‌کند. ایشان با فرض درستی سند و نیز فرشته بودن فطرس، عصیان او را در تعارض با قرآن نمی‌داند. چرا که وی با استناد به آیه «وَ ما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ» (7) تمام فرشتگان را یک سنخ و در یک مقام نمی‌داند. این مفسر بزرگ بر این عقیده است که فرشتگان حامل وحی، معصومند و تکامل هم ندارند ولی دلیلی نداریم که تمام فرشته‌ها از این سنخ باشند. ممکن است فرشتگانی همانند انسان وجود داشته باشد که دارای نفسی باشند با قابلیت کمال پذیری. بنابراین امکان دارد که فطرس از فرشتگان زمینی باشد و با فرشتگان آسمانی یا اخروی تفاوت داشته باشد. در نتیجه عصیان و تمرد او هیچ منافاتی با آیات قرآن کریم نخواهد داشت. (8)

 

شرح و توضیح کلام ایشان و ادامه بحث را در نوشتار بعدی پی می‌گیریم.

ادامه دارد ...

 

پی نوشت ها:

(1)  السرائر الحاوی لتحریر الفتاوى، ج‏3، ص 580

(2) امالی صدوق (ره)؛ مجلس 28

(3) سوره تحریم آیه 6

(4) سوره انبیاء (ع) آیه 27

(5) در محضر علامه طباطبایی، ص54

(6) بحث در مورد این دو اشکال را به مقالات بعد موکول می کنیم.

(7) سوره صافات، آیه 164

(8) ر.ک به: توصیه ها، پرسش ها و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج 2، ص 88-87

امید پیشگر

فطرس چه نوع فرشته ای بود؟

فطرس چه نوع فرشته ای بود؟

 (ماجرای فطرس و شبهات آن – 2)

 


 

در قسمت قبل این احتمال مطرح شد که ممکن است فطرس ملک از ملائکةالارض باشد برای اینکه روشن شود این نوع از فرشتگان چگونه موجوداتی هستند و چه فرقی با سایر ملائک دارند لازم است تا بحثی کوتاه در مورد انواع فرشتگان مطرح شود.

 


 

فرشته

انواع فرشتگان

فرشتگان با تمام تنوع و کثرت مراتبی که دارند به دو دسته کلی تقسیم می شوند:

دسته اول که مدبرات السماء یا فرشتگان آسمانی نام دارند مجرد از ماده بوده و عقل محض اند. وظیفه این گروه، تدبیر (1) و اجرای امور (2) مربوط به عرش و وحی و مانند آن است. آیاتی مانند « لا یَعْصُونَ اللهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ » (3) که شهادت به عصمت ملائکه می دهد ناظر به این گروه از ملائکه می باشد.

به طور حتم، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل علیهم السلام، جزء برترین و والا مقام ترین فرشتگان این گروه از ملائک می باشند که سایر ملائکه این صنف، تحت امر ایشان فعالیت می کنند.

آیات 15و16 سوره عبس به ملائکه ای اشاره می کند که تحت امر جبرئیل علیه السلام، حاملان وحی الهی اند. « بِأَیْدِى سَفَرَةٍ * كِرَامِ  بَرَرَةٍ »؛ وحی الهی در دست سفیران و حامل وحی قرار می گیرد که بسیار کریمند و نیکوکار.

در آیات 97 سوره نساء و نیز 28 نحل هم سخن از ملائکه ایست که تحت امر عزرائیل علیه السلام، روح انسانها را قبض می کنند.

این  گروه عظیم از ملائکه به دلیل تجرد تامی که دارند، عقل محض اند و احتمال هیچ تمرد اشتباه و یا نافرمانی در مورد آنها نمی رود. همین ها هستند که خداوند متعال در باره آنها می فرماید: امر خدا را عصیان نمی کنند و به هر آنچه که امر می شوند عمل می کنند.

دسته دوم، مدبرات الارض یا فرشتگان زمینی نام دارند که دارای تجرد تام نیستند. این گروه مامورند تا امور عالم ماده و هر آنچه که مربوط به آن است را تدبیر کرده و اوامر الهی در این حوزه را اجرا کنند. این فرشتگان برخلاف نوع قبل، عقل محض نیستند از این رو احتمال وقوع خطا و نافرمانی در آنها وجود دارد. (4)

شهید مطهری، می نویسد: «بعضی از ملائکه را در اخبار و احادیث «ملائکه ذمی» می گویند. آنها موجوداتی هستند نامرئی؛ اما شاید خیلی به انسان شبیه اند. یعنی تکلیف می پذیرند و احیانا تمرد می کنند. حقیقت اینها بر ما روشن نیست» سپس اضافه می کند «در بعضی از اخبار آمده است که بعضی از ملائکه از عنصرهای این عالم آفریده شده اند.»

با جستجو در روایات، می توان اشاراتی به این نوع از ملائکه را مشاهده کرد. مانند این روایت که امیرالمومنین ع فرمود: « فَلَیْسَ مِنْ قَطْرَةٍ تَقْطُرُ إِلَّا وَ مَعَهَا مَلَكٌ حَتَّى یَضَعَهَا مَوْضِعَهَا»؛ هر قطره ای از باران که به زمین نازل می شود فرشته ای همراه آن است تا آن را در مکانی که مقدر شده قرار دهد. (5)

بنابر این توضیح آنچه در قسمت قبل از حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله) مبنی بر فرشته زمینی بودن فطرس نقل شد این می شود که احتمال دارد فطرس از ملائکه زمینی باشد از این رو کُندی یا تمرد آن دور از انتظار یا مخالف آیات نخواهد بود.

شهید مطهری، می نویسد: «بعضی از ملائکه را در اخبار و احادیث «ملائکه ذمی» می گویند. آنها موجوداتی هستند نامرئی؛ اما شاید خیلی به انسان شبیه اند. یعنی تکلیف می پذیرند و احیانا تمرد می کنند. حقیقت اینها بر ما روشن نیست» سپس اضافه می کند «در بعضی از اخبار آمده است که بعضی از ملائکه از عنصرهای این عالم آفریده شده اند.» (6)

2. با توجه به صدر و ذیل آیه « لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ » (7) روشن می شود که این وصف فرشتگان و ملائکه دوزخ است و در آیات دلیلی بر تعمیم آن به تمام اقسام ملائک وجود ندارد.

فرشته

3. تعابیرى كه در روایات مربوط به فطرس آمده هیچ گونه دلالتى بر گناه فطرس ندارد تا مورد انكار قرار گیرند؛ زیرا تقریباً در تمام آنها از كار فطرس به «أبطأ» یا «تلكّأ» تعبیر شده كه با هم مرادف و به معناى «كندى ورزید»(8) هستند. عبارت موجود در برخى از نصوص «فبُعث فی شیء فأبطأ فیه» (9) است و در برخى دیگر «فتلكّأ فی شیء من أمر اللّه» (10) آمده است. طبیعى است كه فرشتگان در مقام اطاعت فرمان الهى بر هم پیشى مى گیرند.(11) حال اگر فرشته اى بدون شتابْ به طاعت برخیزد و كار و سرعتى در شأن خویش و به فراخور مقام قرب و منزلتش انجام ندهد و مستحقّ عقوبتِ منزلتى و حرمان از برخى عنایات مخصوص به «عباد مكرَمین» گردد، از جایگاه و منزلت خود تنزّل خواهد یافت، مگر آن كه با توبه و توسّل جبران نماید. (12)

بنابراین اگر گناهی برای فطرس ثابت شد، او را از ملائکة الارض محسوب می کنیم و اگر نشد چه اینکه از ظاهر اکثر روایات نیز همین عصمت و عدم گناه وی استفاده می شود او را طبق ظاهر روایت امالی (13) از حاملان عرش و ملائکةالسماء دانسته و در نهایت می گوییم چه فطرس از ملائکة السماء باشد و چه از ملائکة الارض روایات او هیچ منافاتی بین آیات قرآن ندارند.

در قسمت بعد اعتبار سندی و نیز سومین اشکال به این روایات را مورد بررسی قرار می دهیم.

 

پی نوشت ها:

(1) « فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً »؛ و سوگند به فرشتگانى كه [به اذن خدا امور آفرینش را] تدبیر مى‏كنند. سوره نازعات آیه 5

(2) « وَ هُم بِأَمْرِهِ یَعْمَلُون‏ »؛ و آنها (فرشتگان) به فرمان او كار مى‏كنند. سوره انبیاء (ع) آیه 27

(3) سوره تحریم آیه 6

(4) برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به: شرح الاسماء الحسنی، ملاهادی سبزواری، كلام فی أصناف الملائكة و شعوبها و قبائلها، ص 705 و   انوار الحكمة، فیض كاشانی، ص 136 و تفسیر بیان السعادة فى مقامات العبادة، سلطان محمد گنابادى ج1 ص72

(5) کافی ج8 ص 239

(6) مرتضی مطهری، توحید، ص 342

(7) سوره تحریم آیه 6

(8) ر. ك: لسان العرب، ج1، ص 153

(9) كامل الزیارات، ص 140

(10)  السرائر الحاوی لتحریر الفتاوى، ج‏3، ص 580

(11)  « فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا »؛ سوره نازعات، آیه 4

(12)  پژوهشی در روایات فُطرس ملَك،  احسانی فر، محمد، مجله علوم حدیث ش34

(13)  « فطرس كان من الحملة»؛ امالی صدوق (ره)؛ مجلس 28