(آيه 28)- سوره احزاب  برگزیده نمونه

شأن نزول:

همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بعد از پاره‏اى از غزوات كه غنائم سرشارى در اختيار مسلمين قرار گرفت تقاضاهاى مختلفى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مورد افزايش نفقه يا لوازم گوناگون زندگى داشتند.

طبق نقل بعضى از تفاسير، «ام سلمه» از «پيامبر» صلّى اللّه عليه و آله كنيز خدمتگزارى تقاضا كرد و «ميمونه» حله‏اى خواست، و «زينب» بنت جحش پارچه مخصوص يمنى و «حفصه» جامه مصرى، «جويريه» لباس مخصوص خواست، و «سوده» گليم خيبرى! خلاصه هر كدام در خواستى نمودند.

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه مى‏دانست تسليم شدن در برابر اين گونه درخواستها كه معمولا پايانى ندارد چه عواقبى براى «بيت نبوت» در بر خواهد داشت، از انجام اين خواسته‏ها سر باز زد و يك ماه تمام از آنها كناره گيرى نمود، تا اين كه اين آيه و سه آيه بعد از آن نازل شد و با لحن قاطع و در عين حال توأم با رأفت و رحمت به آنها هشدار داد كه اگر زندگى پر زرق و برق دنيا مى‏خواهيد مى‏توانيد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جدا شويد و به هر كجا مى‏خواهيد برويد، و اگر به خدا و رسول خدا و روز جزا دل بسته‏ايد و به زندگى ساده و افتخارآميز خانه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله قانع هستيد بمانيد و از پاداشهاى بزرگ پروردگار بر خوردار شويد.

تفسير:

يا سعادت جاودان يا زرق و برق دنيا! فراموش نكرده‏ايد كه در آيات نخست اين سوره خداوند تاج افتخارى بر سر زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله زده و آنها را به عنوان «امّ المؤمنين» (مادر مؤمنان) معرفى نموده، بديهى است هميشه مقامات حساس و افتخار آفرين، وظائف سنگينى نيز همراه دارد، چگونه زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مى‏توانند ام المؤمنين باشند ولى فكر و قلبشان در گرو زرق و برق دنيا باشد؟

پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پادشاه نيست كه حرمسرائى داشته باشد پر زرق و برق، و زنانش غرق جواهرات گرانقيمت و وسائل تجملاتى باشند.                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 606

 در اين آيه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را مخاطب ساخته، مى‏گويد: «اى پيامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگى دنيا را مى‏خواهيد، و طالب زينت آن هستيد، بياييد هديه‏اى به شما دهم، و شما را به طرز نيكويى رها سازم» بى‏آنكه خصومت و مشاجره‏اى در كار باشد (يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا).

 (آيه 29)- در اين آيه مى‏افزايد: «اما اگر شما خدا و پيامبرش و سراى آخرت را مى‏خواهيد (و به زندگى ساده از نظر مادى و احيانا محروميتها قانع هستيد) پس خداوند براى نيكو كاران شما پاداش عظيمى آماده ساخته است» (وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً).

بنا بر اين تنها اظهار عشق و علاقه به خدا و سراى ديگر و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كافى نيست، برنامه‏هاى عملى نيز بايد هماهنگ با آن باشد.

و به اين ترتيب خداوند تكليف همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را كه بايد الگو و اسوه زنان با ايمان باشند براى هميشه روشن ساخت.

گرچه مخاطب در اين سخنان، همسران پيامبرند، ولى محتواى آيات و نتيجه آن، همگان را شامل مى‏شود، مخصوصا كسانى كه در مقام رهبرى خلق و پيشوايى و تأسى مردم قرار گرفته‏اند.

 (آيه 30)- سپس در اين آيه به بيان موقعيت زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در برابر كارهاى نيك و بد، و همچنين مقام ممتاز و مسؤوليت سنگين آنها، با عباراتى روشن پرداخته، مى‏گويد: «اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود عذاب او دو چندان خواهد بود، و اين براى خدا آسان است» (يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً).

شما در خانه وحى و مركز نبوت زندگى مى‏كنيد، ديگران به شما نگاه مى‏كنند و اعمالتان سر مشقى است براى آنها، بنا بر اين گناهتان در پيشگاه خدا عظيمتر است                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 607

 چرا كه هم ثواب و هم عذاب بر طبق معرفت و ميزان آگاهى، و همچنين تأثير آن در محيط داده مى‏شود.

آغاز جزء 22 قرآن مجيد

ادامه سوره احزاب‏

 (آيه 31)- اما در نقطه مقابل نيز «و هر كس از شما در برابر خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خضوع و اطاعت كند و عمل صالحى به جا آورد پاداش او را دو چندان خواهيم داد، و روزى پرارزشى را براى او فراهم ساخته‏ايم» (وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَرِيماً).

 (آيه 32)- همسران پيامبر بايد چنين باشند! در آيات گذشته سخن از موقعيت و مسؤوليت سنگين همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود، اين موضوع همچنان ادامه مى‏يابد و طى آياتى هفت دستور مهم به همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مى‏دهد.

نخست در مقدمه كوتاهى مى‏فرمايد: «اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد» (يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ).

شما به خاطر انتسابتان به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داراى موقعيت خاصى هستيد كه مى‏توانيد سر مشقى براى همه زنان باشيد، چه در مسير تقوا و چه در مسير گناه.

و به دنبال اين مقدمه- كه آنان را براى پذيرش مسؤوليتها آماده مى‏سازد و به آنها شخصيت مى‏دهد- نخستين دستور را در زمينه عفت صادر مى‏كند و مخصوصا به سراغ يك نكته باريك مى‏رود تا مسائل ديگر در اين رابطه خود به خود روشن گردد، مى‏فرمايد: «پس بگونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند» (فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ).

بلكه به هنگام سخن گفتن، جدى و خشك و بطور معمولى سخن بگوييد، نه همچون زنان كم شخصيت كه سعى دارند با تعبيرات تحريك كننده كه گاه توأم با ادا و اطوار مخصوصى است كه افراد شهوت‏ران را به فكر گناه مى‏افكند سخن بگوييد.                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 608

 در پايان آيه دومين دستور را اين گونه شرح مى‏دهد: «شما بايد به صورت شايسته‏اى (كه مورد رضاى خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و توأم با حق و عدالت باشد) سخن بگوييد» (وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً).

 (آيه 33)- سپس سومين دستور را كه آن نيز در زمينه رعايت عفت است چنين بيان مى‏كند: «و شما در خانه‏هاى خود بمانيد و همچون جاهليّت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد» و اندام و وسائل زينت خود را در معرض تماشاى ديگران قرار ندهيد (وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏).

منظور از «جاهليّت اولى» همان جاهليتى است كه مقارن عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوده، و بطورى كه در تواريخ آمده در آن موقع زنان حجاب درستى نداشتند، و دنباله روسرى‏هاى خود را به پشت سر مى‏انداختند بطورى كه گلو و قسمتى از سينه و گردنبند و گوشواره‏هاى آنها نمايان بود، و به اين ترتيب قرآن همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را از اين گونه اعمال باز مى‏دارد.

بدون شك اين يك حكم عام است، و تكيه آيات بر زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عنوان تأكيد بيشتر است.

بالاخره دستور چهارم و پنجم و ششم را به اين صورت بيان مى‏فرمايد: شما زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله «نماز را بر پا داريد، و زكات را بپردازيد و خدا و رسولش را اطاعت كنيد» (وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ).

اين دستورات سه گانه نيز نشان مى‏دهد كه احكام فوق مخصوص به زنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيست، بلكه براى همگان است هر چند در مورد آنان تأكيد بيشترى دارد.

در پايان آيه مى‏افزايد: «خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد» (إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً).

تعبير به «انّما» كه معمولا براى حصر است، دليل بر اين است كه اين موهبت ويژه خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است.

جمله «يريد» اشاره به اراده تكوينى پروردگار است يعنى معصومان به خاطر                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 609

 تأييدات الهى و اعمال پاك خويش، چنان هستند كه در عين داشتن قدرت و اختيار براى گناه كردن به سراغ گناه نمى‏روند.

روايات بسيار زيادى كه در منابع اهل سنت و شيعه وارد شده شمول همه خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را نفى مى‏كند و مى‏گويد: مخاطب در آيه فوق و منظور از «اهل بيت» منحصرا پنج نفرند: پيامبر صلّى اللّه عليه و آله، على عليه السّلام، و فاطمه عليها السّلام و حسن و حسين عليهما السّلام.

(آيه 34)- در اين آيه «هفتمين» و آخرين وظيفه همسران پيامبر بيان شده و هشدارى است به همه آنان براى استفاده كردن از بهترين فرصتى كه در اختيار آنان براى آگاهى بر حقايق اسلام قرار گرفته، مى‏فرمايد: «و آنچه را در خانه‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود، ياد كنيد» و خود را در پرتو آن بسازيد كه بهترين فرصت را در اختيار داريد (وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى‏ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ).

سر انجام در پايان آيه مى‏فرمايد: «خداوند لطيف و خبير است» (إِنَّ اللَّهَ كانَ لَطِيفاً خَبِيراً).

اشاره به اين كه او از دقيقترين و باريكترين مسائل باخبر و آگاه است، و نيّات شما را به خوبى مى‏داند، و از اسرار درون سينه‏هاى شما باخبر است.

جاهليت قرن بيستم!

جمعى از مفسران در تفسير «الجاهليّة الاولى» در آيات مورد بحث گرفتار شكّ و ترديد شدند گويى نتوانستند باور كنند كه بعد از ظهور اسلام، نوعى ديگر جاهليت در جهان پا به عرصه وجود خواهد گذاشت كه جاهليت عرب قبل از اسلام در مقابل آن موضوع كم اهميتى خواهد بود.

ولى امروز اين امر براى ما كه شاهد مظاهر جاهليت وحشتناك قرن بيستم هستيم كاملا حلّ شده است، و بايد آن را به حساب يكى از پيشگوئيهاى اعجازآميز قرآن مجيد گذارد.

اگر عرب در عصر جاهليت اولى، جنگ و غارتگرى داشت، و فى المثل چندين بار بازار عكاظ صحنه خونريزيهاى احمقانه گرديد كه چند تن كشته شدند،                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 610

 در جاهليت عصر ما جنگهاى جهانى رخ مى‏دهد كه گاه بيست ميليون نفر در آن قربانى و بيش از آن مجروح و ناقص الخلقه مى‏شوند! اگر در جاهليت عرب زنان، «تبرج به زينت» مى‏كردند، و روسريهاى خود را كنار مى‏زدند به گونه‏اى كه مقدارى از سينه و گلو و گردنبند و گوشواره آنها نمايان مى‏گشت، در عصر ما كلوپهايى تشكيل مى‏شود به نام كلوپ برهنگان- كه نمونه آن در انگلستان معروف است- كه با نهايت معذرت افراد در آن برهنه مادرزاد مى‏شوند، رسوائيهاى پلاژهاى كنار دريا و استخرها و حتى معابر عمومى نگفتنى است.

اگر در جاهليت عرب، «زنان آلوده ذوات الاعلام» بودند كه پرچم بر در خانه خود مى‏زدند تا افراد را به سوى خود دعوت كنند!، در جاهليت قرن ما افرادى هستند كه در روزنامه‏هاى مخصوص مطالبى را در اين زمينه مطرح مى‏كنند كه قلم از ذكر آن جدا شرم دارد، و جاهليت عرب بر آن صد شرف دارد.

خلاصه چه گوييم از وضع مفاسدى كه در تمدن مادى ماشينى منهاى ايمان عصر ما وجود دارد كه ناگفتنش بهتر است، و نبايد اين تفسير را با آن آلوده كرد.

آنچه گفتيم فقط مشتى از خروار براى نشان دادن زندگى كسانى بود كه از خدا فاصله مى‏گيرند، و با داشتن هزاران دانشگاه و مراكز علمى و دانشمندان معروف، در منجلاب فساد غوطه‏ورند، و حتى گاهى همين مراكز علمى و دانشمندانشان در اختيار همان فجايع و مفاسد قرار مى‏گيرند.

 (آيه 35)-

شأن نزول:

هنگامى كه «اسماء بنت عميس» همسر «جعفر بن ابى طالب» با شوهرش از «حبشه» بازگشت به ديدن همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد، يكى از نخستين سؤالاتى كه مطرح كرد اين بود: آيا چيزى از آيات قرآن در باره زنان نازل شده است؟ آنها در پاسخ گفتند: نه! «اسماء» به خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد، عرض كرد: «اى رسول خدا جنس زن گرفتار خسران و زيان است! پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود: چرا؟                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 611

 عرض كرد: به خاطر اين كه در اسلام و قرآن فضيلتى در باره آنها همانند مردان نيامده است.

اينجا بود كه آيه نازل شد و به آنها اطمينان داد كه زن و مرد در پيشگاه خدا از نظر قرب و منزلت يكسانند.

تفسير:

شخصيت و ارزش مقام زن در اسلام- به دنبال بحثهايى كه در باره وظائف همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در آيات گذشته ذكر شده در اين آيه سخنى جامع و پرمحتوا در باره همه زنان و مردان و صفات بر جسته آنها بيان شده است، و ضمن بر شمردن ده وصف از اوصاف اعتقادى و اخلاقى و عملى آنان، پاداش عظيم آنها را در پايان آيه بر شمرده است.

مى‏گويد: «مردان مسلمان و زنان مسلمان» (إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ).

 «و مردان مؤمن و زنان مؤمنه» (وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ).

اشاره به اين كه اسلام همان اقرار به زبان است كه انسان را در صف مسلمين قرار مى‏دهد، و مشمول احكام آنها مى‏كند، ولى ايمان تصديق به قلب و دل است و اعمالى كه به دنبال آن مى‏آيد.

 «و مردانى كه مطيع فرمان خدا هستند و زنانى كه از فرمان حق اطاعت مى‏كنند» (وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ).

سپس به يكى ديگر از مهمترين صفات مؤمنان راستين، يعنى حفظ زبان پرداخته، مى‏گويد: «و مردان راستگو و زنان راستگو» (وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ).

و از آنجا كه ريشه ايمان، صبر و شكيبايى در مقابل مشكلات است، و نقش آن در معنويات انسان همچون نقش «سر» است در برابر «تن» پنجمين وصف آنها را اين گونه بازگو مى‏كند: «و مردان صابر و شكيبا و زنان صابر و شكيبا» (وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ).

از طرفى مى‏دانيم يكى از بدترين آفات اخلاقى، كبر و غرور و حب جاه است، و نقطه مقابل آن «خشوع»، لذا در ششمين توصيف مى‏فرمايد: «و مردان با خشوع و زنان با خشوع» (وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ).                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏3، ص: 612

 گذشته از حب جاه، حب مال، نيز آفت بزرگى است، و اسارت در چنگال آن، اسارتى است دردناك، و نقطه مقابل آن انفاق و كمك كردن به نيازمندان است، لذا در هفتمين توصيف مى‏گويد: «و مردان انفاق‏گر و زنان انفاق كننده» (وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ).

سه چيز است كه اگر انسان از شر آن در امان بماند از بسيارى از شرور و آفات اخلاقى در امان است، زبان و شكم و شهوت جنسى، به قسمت اول در چهارمين توصيف اشاره شد، اما به قسمت دوم و سوم در هشتمين و نهمين وصف مؤمنان راستين اشاره كرده، مى‏گويد: «و مردانى كه روزه مى‏دارند و زنانى كه روزه مى‏دارند» (وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ).

 «و مردانى كه دامان خود را از آلودگى به بى‏عفتى حفظ مى‏كنند، و زنانى كه عفيف و پاكند» (وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ).

سر انجام به دهمين و آخرين صفت كه تداوم تمام اوصاف پيشين بستگى به آن دارد پرداخته، مى‏گويد: «و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند، و زنانى كه بسيار ياد خدا مى‏كنند» (وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ).

آرى! آنها با ياد خدا در هر حال و در هر شرايط، پرده‏هاى غفلت و بى‏خبرى را از قلب خود كنار مى‏زنند، وسوسه‏ها و همزات شياطين را دور مى‏سازند و اگر لغزشى از آنان سر زند، فورا در مقام جبران بر مى‏آيند.

در پايان آيه، پاداش بزرگ اين گروه از مردان و زنانى را كه داراى ويژگيهاى ده گانه فوق هستند چنين بيان مى‏كند: «خداوند براى آنها مغفرت و پاداش عظيمى فراهم ساخته است» (أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً).

نخست با آب مغفرت گناهان آنها را- كه موجب آلودگى روح و جان آنها است- مى‏شويد، سپس پاداش عظيمى كه عظمتش را جز او كسى نمى‏داند در اختيارشان مى‏نهد.

تفسیر المیزان

[سوره الأحزاب (33): آيات 28 تا 35]

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلاً (28) وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً (29) يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً (30) وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَرِيماً (31) يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً (32)

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (33) وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى‏ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ لَطِيفاً خَبِيراً (34) إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِينَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِينَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِينَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِينَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِينَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِينَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً (35)

                        ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 455

ترجمه آيات‏

اى پيامبر! به همسرانت بگو اگر زندگى دنيا و زينت آن را مى‏خواهيد، بياييد تا چيزى از دنيا به شما بدهم، و رهايتان كنم، طلاقى نيكو و بى سر و صدا (28).

و اگر خدا و رسول او و خانه آخرت را مى‏خواهيد، بدانيد كه خدا براى نيكوكاران از شما اجرى عظيم تهيه ديده است (29).

اى زنان پيامبر! هر يك از شما كه عمل زشتى روشن انجام دهد، عذابش دو چندان خواهد بود، و اين بر خدا آسان است (30).

و هر يك از شما براى خدا و رسولش مطيع شود، و عمل صالح كند، اجر او نيز دو چندان داده مى‏شود، و ما برايش رزقى آبرومند فراهم كرده‏ايم (31).

اى زنان پيامبر! شما مثل احدى از ساير زنان نيستيد، البته اگر تقوى پيشه سازيد، پس در سخن دلربايى مكنيد، كه بيمار دل به طمع بيفتد، و سخن نيكو گوييد (32).

و در خانه‏هاى خود بنشينيد، و چون زنان جاهليت نخست خود نمايى نكنيد، و نماز بپا داريد، و زكات دهيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد، خدا جز اين منظور ندارد كه پليدى را از شما اهل بيت ببرد، و آن طور كه خود مى‏داند پاكتان كند (33).

و آنچه در خانه‏هاى شما از آيات خدا و حكمت كه تلاوت مى‏شود به ياد آوريد، كه خدا همواره داراى لطف و با خبر است (34).

بدرستى كه مردان مسلمان، و زنان مسلمان و مردان مؤمن، و زنان مؤمن، مردان عابد، و زنان عابد، مردان راستگو، و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان خاشع، و زنان خاشع، مردان و زنانى كه صدقه مى‏دهند، مردان و زنانى كه روزه مى‏گيرند، مردان و زنانى كه شهوت و فرج خود را حفظ مى‏كنند، مردان و زنانى كه خدا را بسيار ذكر مى‏گويند، و ياد مى‏كنند، خداوند برايشان آمرزشى و اجرى عظيم آماده كرده است (35).

بيان آيات [بيان آيات مربوط به همسران رسول اللَّه (صلى اللَّه عليه و آله و سلم)]

اين آيات مربوط به همسران رسول خدا (ص) است كه اولا به ايشان تذكر دهد كه از دنيا و زينت آن جز عفت و رزق كفاف بهره‏اى ندارند، البته اين در                        ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 456

 صورتى است كه بخواهند همسر او باشند، و گرنه مانند ساير مردمند، و سپس ايشان را خطاب كند كه متوجه باشند در چه موقفى دشوار قرار گرفته‏اند، و به خاطر افتخارى كه نصيبشان شده چه شدايدى را بايد تحمل كنند، پس اگر از خدا بترسند، خداوند اجر دو چندانشان مى‏دهد، و اگر هم عمل زشتى كنند، عذابشان نزد خدا دو چندان خواهد بود.

آن گاه ايشان را امر مى‏كند به عفت، و اينكه ملازم خانه خود باشند، و چون ساير زنان خود را به نامحرم نشان ندهند، و نماز بگزارند، و زكات دهند، و از آنچه در خانه‏هايشان نازل و تلاوت مى‏شود از آيات قرآنى و حكمت آسمانى ياد كنند، و در آخر، عموم صالحان از مردان و زنان را وعده مغفرت و اجر عظيم مى‏دهد.

 [مخير بودن همسران پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) بين جدايى از او- اگر دل به دنيا و زينت‏هاى آن بسته‏اند- يا تحمل سختى‏هاى زندگى در خانه او- اگر خدا و رسول و دار آخرت را مى‏طلبند]

" يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ ... أَجْراً عَظِيماً" سياق اين دو آيه اشاره دارد به اينكه گويا از زنان رسول خدا (ص) يا از بعضى ايشان سخنى و يا عملى سرزده كه دلالت مى‏كرده بر اينكه از زندگى مادى خود راضى نبوده‏اند، و در خانه رسول خدا (ص) به ايشان سخت مى‏گذشته، و نزد رسول خدا (ص) از وضع زندگى خود شكايت كرده‏اند و پيشنهاد كرده‏اند كه كمى در زندگى ايشان توسعه دهد، و از زينت زندگى مادى بهره‏مندشان كند.

دنبال اين جريان خدا اين آيات را فرستاده، و به پيغمبرش دستور داده كه ايشان را بين ماندن و رفتن مخير كند، يا بروند و هر جورى كه دلشان مى‏خواهد زندگى كنند، و يا بمانند و با همين زندگى بسازند، چيزى كه هست اين معنا را چنين تعبير كرد، كه اگر حيات دنيا و زينت آن را مى‏خواهيد، بياييد تا رهايتان كنم. و اگر خدا و رسول و دار آخرت را مى‏خواهيد بايد با وضع موجود بسازيد، و از اين تعبير بر مى‏آيد كه:

اولا جمع بين وسعت در عيش دنيا، و صفاى آن، كه از هر نعمتى بهره بگيرى و به آن سرگرم شوى، با همسرى رسول خدا (ص) و زندگى در خانه او ممكن نيست، و اين دو با هم جمع نمى‏شوند.

ثانيا دلالت مى‏كند بر اينكه هر يك از دو طرف تخيير مقيد به مقابل ديگرش است، و مراد از اراده حيات دنيا و زينت آن، اين است كه انسان دنيا و زينت آن را اصل و هدف قرار دهد، چه اينكه آخرت را هم در نظر بگيرد يا نه، و مراد از اراده حيات آخرت نيز اين است كه آدمى آن را هدف و اصل قرار دهد، و دلش همواره متعلق بدان باشد، چه اينكه حيات دنياييش هم توسعه داشته باشد، و به زينت و صفاى عيش نائل بشود، يا آنكه از لذائذ مادى به كلى                        ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 457

 بى بهره باشد.

مطلب ديگر اينكه جزاء يعنى نتيجه اختيار كردن يكى از اين دو طرف ترديد مختلف است، اگر حيات دنيا و زينت آن را اختيار كنند، يعنى همسران رسول خدا (ص) از همسرى او صرفنظر نمايند، نتيجه و جزايش اين است كه آن جناب ايشان را طلاق دهد، و هم از مال دنيا بهره‏مندشان سازد و اما بر فرضى كه به همسرى آن جناب باقى بمانند و آخرت را بر حيات دنيا و زينت آن ترجيح دهند نتيجه‏اش اجر عظيمى است در نزد خدا، اما نه به طور مطلق، بلكه به شرطى كه احسان و عمل صالح هم بكنند.

 [تنها ملاك سعادت و كرامت" تقوى" است و هيچ حسب و نسب ديگرى از آن جمله همسرى پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله و سلم)- ملاك نيست‏]

پس چنين نيست كه صرف همسرى رسول خدا (ص) اجر عظيم داشته باشد، و خدا براى هر كس كه همسر آن جناب شود كرامتى و حرمتى قائل باشد، بلكه كرامت و احترام براى همسرى توأم با احسان و تقوى است، و به همين جهت است كه مى‏بينيم وقتى براى بار دوم علو مقام ايشان را ذكر مى‏كند، آن را مقيد به تقوى نموده و مى‏فرمايد:" لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ".

و اين تقييد نظير تقييدى است كه نسبت به كرامت اصحاب رسول خدا (ص) كرده، و فرموده:" مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً ... وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً" «1»، پس معلوم مى‏شود همه كسانى كه صحابى رسول خدا (ص) بودند مشمول اين وعده نيستند، بلكه تنها شامل آن عده است كه ايمان و عمل صالح داشته‏اند، (پس اگر از يك نفر صحابى انحراف و گناه و ظلمى سرزده باشد، ما نمى‏توانيم صحبت با رسول خدا (ص) را كفاره آن حساب كنيم).

و كوتاه سخن اينكه اطلاق جمله:" إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ" «2» با اين حرفها تقييد نمى‏شود، و هم چنان به قوت خود باقى است، و به حكم اطلاق آن حسب و نسب و يا هيچ سببى ديگر ملاك كرامت نزد خدا نخواهد بود.

پس اينكه فرمود" يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ" دستور به آن جناب است كه اين دو آيه را

__________________________________________________

 (1) محمد (ص) فرستاده خدا، و آنان كه با وى ايمان آوردند، در جهاد عليه كفار بسيار سختند، و در بين خود دل رحمند، و مى‏بينى ايشان را كه همواره يا در ركوعند يا سجود ...

خداوند همين اصحاب را كه ايمان آورده‏اند و عمل صالح كرده‏اند مغفرت و اجر عظيمى وعده داده است.

سوره فتح، آيه 29.

 (2) تنها گرامى‏ترين شما با تقواترين شما است. سوره حجرات، آيه 13.

                        ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 458

به همسران خود ابلاغ كند، و لازمه‏اش اين است كه اگر شق اول را اختيار كردند، طلاقشان داده، مهريه‏شان را بپردازد، و اگر شق دوم يعنى خدا و رسول و خانه آخرت را اختيار كردند، بر همسرى خود باقيشان بدارد.

" إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها"- اراده حيات دنيا و زينت آن به قرينه مقابله، كنايه است از اختيار دنيا، و دلدادگى به تمتعات آن، و روى آوردن بدان، و روى گرداندن از آخرت.

" فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا" در كشاف گفته: كلمه" تعال" در اصل براى اين وضع شده كه هر وقت در مكانى بلند قرار داشتى، و خواستى كسى را كه در مكانى پايين‏تر قرار دارد صدا بزنى، و بگويى بيا، اين كلمه را بكار ببرى، و ليكن در اثر كثرت استعمال، كار آن به جايى رسيده كه در همه جا استعمال مى‏شود، چه مكان بلند، و چه پست، و معناى كلمه" تعالين"، آمدن با پا نيست، بلكه روى آوردن بكارى است، (در فارسى هم مى‏گوييم بياييد فلان كار را انجام دهيم)، يعنى بياييد با اراده و اختيارتان يكى از دو پيشنهادم را عملى كنيد، نه اينكه با پاى خود بياييد، هم چنان كه مى‏گوييم: فلانى دارد مى‏آيد تا با من مخاصمه كند، و يا فلانى رفت در باره من حرف بزند، و يا برخاست تا مرا تهديد كند، كه در اين موارد هيچ يك از كلمات مى‏آيد، رفت و برخاست به معناى لغوى خود استعمال نشده بلكه همه آنها كنايه است «1».

و تمتيع عبارت است از اينكه وقتى يكى از ايشان را طلاق مى‏دهد مالى به او بدهد كه با آن زندگى كند، و كلمه" تسريح" به معناى رها كردن است، و سراح جميل به اين معنا است كه بدون خصومت و مشاجره و بد و بيراه گفتن او را طلاق دهد.

در اين آيه شريفه بحث‏هايى از نظر فقه هست، كه مفسرين آن را ايراد كرده‏اند، و ليكن حق مطلب اين است كه احكامى كه در اين آيه آمده شخصى است، و مربوط به شخص رسول خدا (ص) است، و هيچ دليلى از جهت لفظ در آيه نيست، كه دلالت كند بر اينكه شامل غير از آن جناب نيز هست، و تفصيل همين مطلب در كتب فقهى آمده.

" وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ"- در سابق گذشت كه مقابله بين اين جمله و جمله" إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها ..."، هر يك از دو كلام را مقيد مى‏كند به‏

__________________________________________________

 (1) تفسير كشاف، ج 3، ص 535. [.....]

                        ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 459

مخالف آن ديگرى، و نبودن آن، و در نتيجه معناى جمله مورد بحث چنين مى‏شود (و اگر طاعت خدا و رسول، و سعادت خانه آخرت را اختيار كرديد، و به همين جهت در مقابل تنگى و سختى زندگى صبر كرديد، و نيز محروميت از زينت زندگى دنيا را تحمل نموديد، چنين و چنان مى‏شود) كه به طورى كه ديديد مقيد شد، به مخالف مضمون جمله ديگر، و در عين حال كنايه است از اينكه در همسرى رسول خدا (ص) باقى بمانند و در برابر تنگى معيشت صبر كنند، چون اگر جز اين بود، صحيح نبود كه قيد احسان را هم در آن اجر موعود شرط كند، و اين خود روشن است.

پس معناى آيه اين مى‏شود كه: و اگر بقاء نزد رسول خدا (ص) و همسرى او را اختيار كرديد، و بر تنگى زندگى صبر نموديد، خداوند برايتان اجرى عظيم آماده كرده، اما به شرطى كه نيكو كار باشيد، و خلاصه علاوه بر اين گزينش، يعنى گزينش خدا و رسول و خانه آخرت، در عمل هم نيكو كار باشيد، چه اگر به صرف اين گزينش اكتفاء نموده و در عمل نيكو كار نباشيد، هم در دنيا زيانكار شده‏ايد و از لذائذ آن محروم مانده‏ايد، و هم در آخرت، و هر دو را از دست داده‏ايد." يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ ..."

در اين آيه از خطابى كه قبلا به خود رسول خدا (ص) در باره همسران او داشت، عدول نموده، روى سخن را متوجه خود آنان كرده، تا تكليفى را كه متوجه ايشان است مسجل و مؤكد كند، و اين آيه و آيه بعدش به نحوى تقرير و توضيح جمله" فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً" مى‏باشد، و هم اثباتا آن را توضيح مى‏دهد، كه چگونه اجرى عظيم داريد، و هم نفيا كه چرا غير از محسنات از شما آن اجر عظيم را ندارند.

كلمه" فاحشة" در جمله" مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ- هر يك از شما كه گناهى آشكار مرتكب شود" به معناى عملى است كه در زشتى و شناعت به نهايت رسيده باشد، مانند آزار دادن به رسول خدا (ص) افتراء، غيبت، و امثال اينها، و كلمه" مبينة" به معناى آشكار است، يعنى گناهى كه زشتى‏اش براى همه روشن باشد.

" يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ"- يعنى عذاب براى او دو چندان مى‏شود، در حالى كه مضاعف هم باشد، و" ضعفين" به معناى دو مثل است و مؤيد آن اين است كه در طرف ثواب فرموده:" نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ"، اجرش را دو بار مى‏دهيم، و بنا بر اين ديگر نبايد به گفتار بعضى اعتناء كرد كه گفته‏اند: مراد از مضاعفه عذاب ضعفين، اين است كه چنين همسرى از رسول خدا (ص) سه بار عذاب دارد، به اين بيان كه مضاعفه عذاب به معناى                        ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 460

 زياد شدن عذاب است، و چون بر اين عذاب دو برابر افزوده شود مجموع سه برابر مى‏گردد.

آيه شريفه با جمله" وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً" ختم شده، تا اشاره كند به اينكه صرف همسرى پيغمبر جلوگير عذاب دو چندان نمى‏شود، هيچ ملاكى براى احترام نيست مگر تقوى، و همسرى پيغمبر وقتى اثر نيك دارد كه توأم با تقوى باشد، و اما با معصيت اثرى جز دورتر شدن، و وبال بيشتر آوردن ندارد.

 [همسران پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) در برابر عمل خوب و بد خود پاداش و كيفر دو برابر دارند و بايد در اطاعت خدا و رسول (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) دقت و مواظبت بيشترى داشته باشند]

" وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ ..."

كلمه" قنوت" به معناى خضوع است «1» و بعضى «2» گفته‏اند: به معناى اطاعت است، بعضى «3» ديگر به معناى ملازمت و مداومت در اطاعت و خضوع گرفته‏اند، و كلمه" اعتاد" به معناى تهيه كردن است، و رزق كريم مصداق بارزش بهشت است.

و معناى آيه اين است كه هر يك از شما همسران رسول خدا (ص) براى خدا و رسول او خاضع شود، و يا ملازم اطاعت و خضوع براى خدا و رسول باشد، و عمل صالح كند، اجرش را دو باره مى‏دهيم، يعنى دو برابر مى‏دهيم، و برايش رزقى كريم، يعنى بهشت آماده مى‏كنيم.

در اين آيه التفاتى از غيبت (و اين براى خدا آسان است) به تكلم با غير (مى‏دهيم- و آماده مى‏كنيم) به كار رفته، تا اعلام بدارد: كه چنين افرادى به درگاه خدا نزديكند، و خدا برايشان احترام قائل است، هم چنان كه سياق غيبت قبلى مى‏فهماند كه آنهايى كه مرتكب فاحشه مبينه مى‏شوند، از خدا دورند، و خدا هيچ ارزشى برايشان قائل نيست، و همسرى رسول خدا (ص) كمترين اثرى برايشان ندارد.

" يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ" اين آيه برابرى زنان پيغمبر با ساير زنان را نفى مى‏كند، و مى‏فرمايد: شما با ساير زنان برابر نيستيد اگر تقوى به خرج دهيد، و مقام آنها را به همان شرطى كه گفته شد بالا مى‏برد، آن گاه از پاره‏اى از كارها نهى، و به پاره‏اى از كارها امر مى‏كند، امر و نهيى كه متفرع بر برابر نبودن آنان با ساير زنان است، چون بعد از آنكه مى‏فرمايد شما مثل ساير زنان نيستيد، با كلمه" فاء- پس" آن امر و نهى را متفرع بر آن نموده، فرموده، پس در سخن خضوع نكنيد، (و چون‏

__________________________________________________

 (1) روح المعانى، ج 22، ص 2.

 (2 و 3) مجمع البيان، ج 8، ص 354.

                        ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 461

ساير زنان آهنگ صدا را فريبنده نسازيد)، و در خانه‏هاى خود بنشينيد، و كرشمه و ناز مكنيد ...، با اينكه اين امور بين زنان پيغمبر و ساير زنان مشترك است.

پس از اينجا مى‏فهميم كه آوردن جمله" شما مثل ساير زنان نيستيد" براى تاكيد است، و مى‏خواهد اين تكاليف را بر آنان تاكيد كند، و گويا مى‏فرمايد شما چون مثل ديگران نيستيد، واجب است در امتثال اين تكاليف كوشش و رعايت بيشترى بكنيد، و در دين خدا بيشتر از ساير زنان احتياط به خرج دهيد.

مؤيد و بلكه دليل بر اينكه تكليف همسران آن جناب سخت‏تر و شديدتر است، اين است كه پاداش و كيفرشان دو چندان است، همان طور كه ديديد آيه قبلى آن را مضاعف خواند، و معقول نيست تكليف از همه يكسان باشد، ولى كيفر و پاداش از بعضى مضاعف، پس اگر كيفر و پاداش بعضى مضاعف بود، بايد بفهميم كه تكليف آنان مؤكد، و مسئووليتشان سنگين‏تر است.

" فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ"- بعد از آنكه علو مقام، و رفعت منزلت همسران رسول خدا (ص) را به خاطر انتسابشان به آن جناب بيان نموده، اين علو مقامشان را مشروط به تقوى نموده، و فرموده كه فضيلت آنان به خاطر اتصالشان به رسول خدا (ص) نيست، بلكه به خاطر تقوى است، اينك در اين جمله ايشان را از خضوع در كلام نهى مى‏كند، و خضوع در كلام به معناى اين است كه در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطيف كنند، تا دل او را دچار ريبه، و خيالهاى شيطانى نموده، شهوتش را بر انگيزانند، و در نتيجه آن مردى كه در دل بيمار است به طمع بيفتد، و منظور از بيمارى دل، نداشتن نيروى ايمان است، آن نيرويى كه آدمى را از ميل به سوى شهوات باز مى‏دارد.

" وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً"- يعنى سخن معمول و مستقيم بگوييد، سخنى كه شرع و عرف اسلامى (نه هر عرفى) آن را پسنديده دارد، و آن سخنى است كه تنها مدلول خود را برساند، (نه اينكه كرشمه و ناز را بر آن اضافه كنى، تا شنونده علاوه بر درك مدلول آن دچار ريبه هم بشود).

" وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى‏ ... وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ" كلمه" قرن" امر از ماده" قر" است، كه به معناى پا بر جا شدن است، و اصل اين كلمه" اقررن" بوده، كه يكى از دو تا" راء" آن حذف شده است، ممكن هم هست از ماده" قار، يقار" به معناى اجتماع، و كنايه از ثابت ماندن در خانه‏ها باشد، و مراد اين باشد كه اى                        ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 462

 زنان پيغمبر! از خانه‏هاى خود بيرون نياييد.

و كلمه" تبرج" به معناى ظاهر شدن در برابر مردم است، همان طور كه برج قلعه براى همه هويدا است، و كلمه" جاهلية اولى" به معناى جاهليت قبل از بعثت است، پس در نتيجه مراد از آن، جاهليت قديم است، و اينكه بعضى «1» گفته‏اند مراد از آن دوران هشتصد ساله ما بين آدم و نوح است، و يا گفته‏اند «2»: زمان داوود و سليمان است، و يا گفتار آنان كه گفته‏اند زمان ولادت ابراهيم است، و يا گفتار آنان كه گفته‏اند «3» زمان فترت بين عيسى و محمد (صلوات اللَّه عليهما) است، اقوالى است بدون دليل.

" وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتِينَ الزَّكاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ"- اين آيه دستور مى‏دهد كه اوامر دينى را امتثال كنند، و اگر از بين همه اوامر فقط نماز و زكات را ذكر نمود، براى اين است كه اين دو دستور ركن عبادت، و معاملات است، و بعد از ذكر اين دو به طور جامع فرمود: و خدا و رسولش را اطاعت كنيد.

و طاعت خدا عبارت است از امتثال تكاليف شرعى او، و اطاعت رسولش به اين است كه آنچه با ولايتى كه دارد امر و نهى مى‏كند، امتثال شود، چون امر و نهى او نيز از ناحيه خدا جعل شده، خدا او را به حكم" النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ" «4» ولى مؤمنين كرده، و فرمان او را فرمان خود خوانده.

" إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً" كلمه" انما" در آيه انحصار خواست خدا را مى‏رساند، و مى‏فهماند كه خدا خواسته كه رجس و پليدى را تنها از اهل بيت دور كند، و به آنان عصمت دهد، و كلمه" أَهْلَ الْبَيْتِ" چه اينكه صرفا براى اختصاص باشد، تا غير از اهل خانه داخل در حكم نشوند، و چه اينكه اين كلمه نوعى مدح باشد، و چه اينكه نداء، و به معناى" اى اهل بيت" بوده باشد، على اى حال دلالت دارد بر اينكه دور كردن رجس و پليدى از آنان، و تطهيرشان، مساله‏اى است مختص به آنان، و كسانى كه مخاطب در كلمه" عنكم- از شما" هستند.

بنا بر اين در آيه شريفه در حقيقت دو قصر و انحصار بكار رفته، يكى انحصار اراده و خواست خدا در بردن و دور كردن پليدى و تطهير اهل بيت، دوم انحصار اين عصمت و دورى از پليدى در اهل بيت.

__________________________________________________

 (1 و 2 و 3) مجمع البيان، ج 8، ص 356.

 (4) پيغمبر ولايتش به مؤمنين از خود آنان مقدم‏تر است. سوره احزاب، آيه 16.

                        ترجمه الميزان، ج‏16، ص: 463

 [" أَهْلَ الْبَيْتِ" و مخاطب آيه" يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً" چه كسانى هستند؟]

حال بايد ديد اهل بيت چه كسانى هستند؟ بطور مسلم فقط زنان آن جناب اهل بيت او نيستند، براى اينكه هيچگاه صحيح نيست ضمير مردان را به زنان ارجاع داد، و به زنان گفت" عنكم- از شما" بلكه اگر فقط همسران اهل بيت بودند، بايد مى‏فرمود:" عنكن"، بنا بر اين، يا بايد گفت مخاطب همسران پيامبر و ديگران هستند هم چنان كه بعضى «1» ديگر گفته‏اند: مراد از اهل البيت، اهل بيت الحرام است، كه در آيه" إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ" آنان را متقى خوانده، و بعضى «2» ديگر گفته‏اند: مراد اهل مسجد رسول خدا (ص) است، و بعضى «3» گفته‏اند: همه آن كسانى است كه در عرف جزو خاندان آن جناب به شمار مى‏روند، چه همسرانش، و چه خويشاوندان و نزديكانش، يعنى آل عباس، آل عقيل، آل جعفر، و آل على، و بعضى «4» ديگر گفته‏اند: مراد خود رسول خدا (ص) و همسران اوست، و شايد آنچه به عكرمه و عروه نسبت داده‏اند همين باشد، چون آنها گفته‏اند: مراد تنها و تنها همسران رسول خدا (ص) است.

تا اينكه مخاطب هم چنان كه بعضى «5» ديگر گفته‏اند: غير از همسران آن جناب هستند و خطاب در" عنكم- از شما" متوجه اقرباى رسول خدا (ص) است، يعنى آل عباس، آل على، آل عقيل، و آل جعفر.

و به هر حال، مراد از بردن رجس و تطهير اهل بيت تنها همان تقواى دينى، و اجتناب از نواهى، و امتثال اوامر است، و بنا بر اين معناى آيه اين است كه خداى تعالى از اين تكاليف دينى كه متوجه شما كرده سودى نمى‏برد، و نمى‏خواهد سود ببرد، بلكه مى‏خواهد شما را پاك كند، و پليدى را از شما دور سازد، و بنا بر اين آيه شريفه در حد آيه" ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ" «6» مى‏باشد، و اگر معنا اين باشد، آن وقت‏

__________________________________________________

(1)   روح المعانى، ج‏

 

تفسیر سوره احزاب 28 تا 33  مخزن العرفان در تفسیر قرآن بانو مجتهده  اصفهانی سید نصرت  امین

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها اين آيات چنين ارائه ميدهد كه حضرت از زنهاى خود و ايراد آنان بسيار زجر ميكشيد بطورى كه گويند در سال نهم هجرت قسم ياد نمود كه يك ماه با آنان‏

__________________________________________________

 (1) بزرگ است خدا اى سعد تو بين آنها حكم كردى بآنچه خداى تعالى از بالاى عرش حكم نموده بود

                        مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏10، ص: 221

متاركه نمايد زيرا كه زيادتر از حق خود از حضرت مطالبه مينمودند و چون حضرت تمكن ظاهرى نداشت كه بدلخواه آنها عمل نمايد اين بود كه آنها را مخيّر نمود بين طلاق گرفتن و رها شدن يا بقناعت زيستن.

گويند ام السلمه از او بردى خواست، ميمونه حلّه، زينب بنت جحش برد يمنى، امّ حبيبه جامه عالى، حفصه جامه مصرى، جويريه چادر، سوده گليم، و در آن وقت حضرت نه زن داشت: عايشه، حفصه، امّ حبيبه بنت ابى سفيان، سوده دختر زمعه، امّ سلمه دختر ابى اميّه اين پنج نفر از قريش بودند، صفيّه دختر حىّ خيبريّه، ميمونه دختر حرث هلاليّه، زينب دختر جحش اسديّه، جويريه دختر حرث اين چهار نفر از غير قريش بودند.

و چون زنها حضرتش را اذيّت مينمودند بامر خدا از بين آنها بيرون رفت و تا يك ماه در غرفه مسجد كه خزينه او بود منزل گرفت پس از آن اين آيه فرود آمد (يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ) تا آخر اين بود كه آنان را جمع نمود و اين آيات را بر آنان خواند و آنان را مخيّر گردانيد بين طلاق و قناعت كه اگر زينت و متاع دنيا خواهيد حاضر گرديد براى طلاق گرفتن و اگر خدا و رسول و خانه آخرت خواهيد فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِيماً خدا براى نيكوكاران شما اجر بزرگ مهيّا نموده.

 (من) در (منكنّ) براى تبيين است نه تبعيض زيرا كه تمام زنها شقّ دوّم را اختيار كردند كه خدا و رسول و خانه آخرت باشد.

چگونه ممكن بود طلاق گرفتن را اختيار كنند زيرا همان شرافتى كه زوجيّت با پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه سلطان دنيا و آخرت بود داشتند براى آنان كافى بود.

يا نِساءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَيْنِ اول خطاب بخود رسول اللَّه (ص) بود (يا أَيُّهَا النَّبِيُّ) در اين آيه خطاب بخود ازواج است و آنان را تهديد مينمايد كه هر گاه بعضى از شما كار زشتى كه در خور مقام شما نباشد از وى صادر گرديد عذاب شما چون منسوب بپيغمبريد دو برابر عذاب                        مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏10، ص: 222

 ديگران خواهد بود.

وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً اشاره به اينكه گمان نكنيد چون زن پيمبر و هم خوابه او هستيد شما از عذاب مصون ميباشيد چنين نخواهد بود همانطورى كه براى نيكوكاران شما اجر بزرگ دو برابر آماده شده براى بدكاران و گناهكاران از شما نيز عذاب مضاعف ميگردد وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَرِيماً و در مقابل آن كسى از شما كه مطيع خدا و رسول گردد و عمل نيكو نمايد دو برابر بوى اجر داده ميشود و براى وى روزى با احترام مهيّا است.

معلوم است ثواب و عقاب هر كسى بسته بدرجه و مقام وى است چنانچه بعضى از پيمبران براى ترك اولى در مقام مؤاخذه واقع ميگرديدند، و نيز بسيار فرق است بين عمل شخص عالم عاقل و آدم نادان كم عقل، خلاصه هر كس مقامش بلندتر اجر و پاداش بر اعمال خوب و عذاب و سخط بر اعمال بد وى زيادتر خواهد بود.

يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ تا آخر در اين آيات زنان پيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مأمور بچند حكم گرديده‏اند و اگرچه اين آيات و احكام را ظاهرا مخصوص بزنهاى نبىّ اكرم (ص) گردانيده لكن شايد شامل زنان امّت رسول (ص) نيز بشود زيرا كه حكمت در همه يكى است منتهى الامر در زنان رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مهمّ‏تر است.

1- اى زنان پيمبر اگر شما با تقوى ميباشيد در سخن گفتن با مردان چنين نرم و نازك سخن نگوئيد زيرا آنهايى كه مبتلا بمرض اخلاقى ميباشند چون زن رسوليد ممكن است در شما طمع نمايند و خيال فاسدى در باره شما بنمايند بلكه بطور معمول و متعارف با آنها گفتگو نمائيد.

2- اى زنان پيمبر در خانه‏هاى خود بنشينيد و زينت خود را ظاهر ننمائيد                        مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏10، ص: 223

 آن طورى كه در زمان جاهليت قبل از بعثت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم زنان چنين بودند كه زينت نموده و جلوه گرى مينمودند و مثل حيوانات مردان و زنان با هم مخلوط بودند مثل زنهاى امروزى كه گويا روش زمان جاهليت را پيش گرفته‏اند و قوانين اسلام را بكلّى فراموش كرده‏اند و نميدانم عايشه كه او را امّ المؤمنين مى‏نامند چگونه اين حكم صريح قرآن را كه مأمور گرديده بود در خانه بنشيند و مثل زمان جاهليت كه زنها با مردها بجنگ ميرفتند و داورى مينمودند فراموش كرده و در جنگ جمل بجنگ حجّت خدا و امام وقت بيرون رفته ببهانه خون خواهى عثمان با على عليه السلام طرف گرديد و حق حرمت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و حكم قرآن را نگاه نداشته با اين حال جماعت اهل سنت وى را امّ المؤمنين و بهترين زنهاى پيمبر ميدانند.

3- اى زنان رسول نماز را بپاى داريد همان طورى كه بشما دستور داده شده است 4- زكاة مال خود را بدهيد.

5- فرمان بردارى بنمائيد خدا و رسول او را.

إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً براى توضيح آيه مختصرى از تفسير مجمع البيان طبرسى رحمه اللَّه را ترجمه مينمايم، چنين گويد: ابن عباس گفته رجس عمل شيطان است و شامل ميگردد آنچه را كه در آن رضاى خدا نباشد، و الف و لام (البيت) براى عهد است و مقصود از بيت خانه نبوّت و رسالت است و آنچه را كه شخص ملتجى بآن ميگردد عرب آن را بيت نامند اين است كه انساب را بيوت نامند.

بقولى مقصود از بيت (بيت الحرام) است و اهل آن بطور اطلاق اشخاص با تقوى ميباشند بدليل اينكه دوستان خدا منحصر باهل تقوايند.

و بقول ديگر مقصود از بيت (مسجد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل او كسانى ميباشند كه در آنجا مكان دارند و از آنجا بيرون نشدند و درب خانه‏شان از مسجد سدّ نگرديد و تمام امّت متّفقند كه مقصود از اهل بيت در آيه اهل بيت رسولند.                        مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏10، ص: 224

 بقول عكرمه آنان زنهاى پيمبرند زيرا كه اول و آخر آيه در باره آنها فرود آمده. ابو سعيد خدرى، انس بن مالك، واثلة بن اسقع و عايشه و امّ سلمه تماما گفته‏اند آيه مختص است (برسول اللَّه و على و فاطمه و حسن و حسين صلوات اللَّه عليهم) ابو حمزه ثمالى در تفسير خود از شهر بن حوشب و او از امّ سلمه چنين نقل ميكند فاطمه براى پدرش حريره‏اى آورد حضرت باو فرمود شوهر و دو فرزندان خود را حاضر گردان كه از اين طعام بخورند وقتى آنها جمع شدند كساء خيبرى روى آنها انداخت و گفت‏

 (اللّهم هؤلاء اهل بيتى و عترتى فاذهب عنهم الرجس و طهّرهم تطهيرا)

امّ سلمه گويد گفتم يا رسول اللَّه من هم از آنها ميباشم فرمود عاقبت تو بخير است لكن از آنان نميباشى.

و نيز ثعلبى در تفسيرش با اختلاف كمى همين طور از امّ سلمه نقل نموده.

و باز ثعلبى بسند خود از مجمع روايت كرده و چنين گويد روزى من با مادرم نزد عايشه رفتيم مادرم باو گفت ديدى چگونه در روز جمل خروج كردى و از حكم خدا كه فرموده (وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ) عدول نمودى عايشه در پاسخ گفت بقضاء و قدر الهى بود پس از آن مادرم از حال على عليه السلام سؤال نمود عايشه گفت سؤال نمودى از دوست ترين مردم نزد خداى تعالى و از شوهر دوست ترين خلق باو بخدا قسم من ديدم كه پيغمبر (ص) على و فاطمه و حسن و حسين (ع) را جمع نمود و جامه‏اى در سر ايشان كشيد و گفت خدايا اينها اهل بيت و خويشان نزديك منند رجس و پليدى را از ايشان دور گردان و اينها را پاك و پاكيزه گردان عايشه گويد من گفتم يا رسول اللَّه (انا من اهلك) من هم از اهل تو ميباشم فرمود دور شو.

و نيز بروايت ابو احمد كه گفته حاكم ابو القاسم از زراره و او از حسن بن على (ع) چنين نقل ميكند كه وقتى آيه تطهير نازل گرديد رسول اللَّه (ص) ما را جمع نمود و عبا بر سر ما انداخت و گفت خدايا اينها اهل بيت و عترت منند و روايات از طرف عامه يعنى سنّيها و خاصه يعنى شيعيان بسيار است اگر بخواهيم بيان كنيم كتاب طولانى                        مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏10، ص: 225

 ميشود و در آنچه گفته شد براى اهل بصيرت كافى خواهد بود و تمام جماعت شيعه نظر بهمين روايات آيه را مخصوص بآل عبا دانسته‏اند بدليل اينكه لفظ (انّما) محقّق آن چيزى است كه بعد از آن است و غير آن را نفى مينمايد مثل اينكه كسى گويد (انّما لك درهم و انّما فى الدار زيد) اين دو جمله چنين معنى ميدهد كه از تو نزد من نيست مگر درهمى و در خانه كسى نيست مگر زيد.

و وقتى اين معنى را فهميدى مى‏گوييم يا مقصود از اراده اراده محضه است يا اراده‏اى است كه تعلق بتطهير و پاك گرديدن از پليديها گرفته و نميشود گفت مقصود از اراده اراده محضه باشد زيرا كه حق تعالى از هر مكلفى اين را خواسته مختص باهل بيت نيست.

و ديگر بدون شك و شبهه اين طور بيان براى اهل بيت مقتضى مدح و تعظيم است و در مطلق اراده مدح منتفى است پس مراد وجه دوم است و باين طور كه بيان گرديد معصوم بودن آل عباء و طاهر بودن آنها از تمام افعال قبيح ثابت ميگردد و از بديهيات و ضروريات است كه غير از اين پنج نفر آل عبا كسى معصوم نبوده پس اين آيه مختص بآنها ميگردد نه غير آنها و پس از اين بيان گفته اينكه صاحب كشاف گفته است كه آيه دليل بر اين است كه زنهاى نبىّ صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از اهل بيت او ميباشند. و بيضاوى گفته تخصيص دادن شيعه اهل بيت را بفاطمه و على و حسن و حسين ضعيف است كلام آنها ضعيف است و اگر گفته شود اول آيه و آخر آن در باره ازواج است پس مراد باهل بيت زنهاى پيمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ميباشند در پاسخ گوئيم در عرف و عادت بين فصحاء شايع و متداول است كه در اثناى كلام خطاب بغير ميكنند و بعد باز بكلام اول برميگردند و قرآن از اين طور بيان پر است و نيز كلام و اشعار عرب باين مضمون بسيار واقع شده و اين طور بيان مثبت مدعاء نخواهد شد. (بيان شيخ طبرسى بپايان رسيد) وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى‏ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ چنانچه گفته شد در اين آيات چند حكم راجع بزنهاى نبىّ (ص) تأسيس فرموده:                        مخزن العرفان در تفسير قرآن، ج‏10، ص: 226

 اول- غلظت در گفتار موقعى كه با مردهاى اجنبى سخن گويند بايستى نازك و آهسته حرف نزنند و بطور معمول بلكه با خشونت سخن گويند.

دوم- در خانه خود بنشينند و مثل زمان جاهليت كه زنها زينت كرده از منزل بيرون مى‏آمدند نباشند.

سوم- نماز را بپاى دارند. چهارم- زكاة بدهند.

پنجم- متذكّر بشوند آنچه را كه خوانده ميشد در خانه‏هاى آنها از آيات خدا و حكمت‏ها. و شكى نيست كه اين احكام شامل تمام زنهاى امت ميشود منتهى الامر نسبت بآنها مهم‏تر خواهد بود.

إِنَّ اللَّهَ كانَ لَطِيفاً خَبِيراً محقّقا خداوند لطيف است كه از راه لطف و كرم بندگان خود را بآنچه صلاح آنها در آنست ارشاد مينمايد و خبير و بينا بمصالح عباد است.