اوستا : زن موجودی اهریمنی در زرتشت
در یك روایت زن زادهی اهوراست كه اهریمن در برابر او جهی (یا جهیكا) را خلق میكند. اما در روایت دوم در عین حال كه زن مخلوق هرمزد است ولی خلقتش به ناچاری صورت گرفته و نیز از نژاد جهی است. سپس گفتیم كه یك جهیكای كیهانی وجوددارد كه دختر/همسر اهریمن است و اهریمن را تحریك به حمله به گیتی و جهان اهورایی میكند. اما جهیكای زمینی هم داریم. آنها زنانی هستند كه در اوستا كلمهی جه و جهیكا برایشان آمده است. مثلا در اوستا برای زنی كه فرزند نمیزاید، یا یائسه است و یا زنی كه برخی آداب دینی را انجام نمیدهد و یا برای روسپیها و... هم اصطلاح جه (و جهیكا) به كار رفته است.
پس در مجموع ما شاهد دو روایت از خلقت زن بودیم، در یك روایت نگاه منفی روی زن وجود ندارد اما در روایت دیگر زن به ناچار خلق شده و منشأ شر در جهان و جامعه تلقی شده است.
اما میتوان تأمل كرد كه در فرهنگ زرتشتی كدام یك از این دو روایت استمرار داشته و كدام یك صدای غالب شده است.
به هرحال هم اهورا داریم و هم اهریمن كه هر دو وجه مذكر و مؤنث، یعنی وجه مردانه و زنانه دارند. اهریمن هم وجه مردانه و زنانه دارد یعنی دیومردان و دیوزنانی را میآفریند. اگر این موضوع را بخواهیم درونی كنیم، میتوان گفت كه در درون هر كدام از ما اهورا و اهریمنی در حال حركت است، اما نكتهی قابل تأمل این است كه هر چند اهورا و اهریمن در درون هر مرد و زنی وجود دارد ولی هیچ گاه تمامی مرد به وجه اهریمنی تقلیل داده نمیشود. اما در مورد زنان در بسیاری موارد شاهدیم كه گویی اهریمن زن را تسخیر كرده، یعنی تمامی وجود زن اهریمن و اهریمنی میشود و جه و جهیكا در واقع تجسم كل زنان میگردد. استنادات و فاكتهایش را در جلسهی پیش مطرح كردیم. در اینجا گویی جهیكا تجسم وجه اهریمنانه زنان نیست بلكه تجسم كل وجود زن است و كل وجود او را دربرمیگیرد نه بخشی از او را، چون اولا اغواگر مردان نیز زناناند و ثانیا بین زن و جهیكا بارها در اوستا این همانی تصور میشود و ثالثا بر تبار اهریمنی زن نیز تصریح میشود.
اهریمن كه فریبندهی انسانها و از جمله مردان است در چهرهی زنان، مردان را میفریبد. گویی اهریمن در زن تجسد پیدا كرده و همینجاست كه میبینیم واژهی جه و جهیكا به صورت لرزان و پرنوسانی كه استنادات و فاكتهایش جلسهی پیش مطرح شد، گاه فقط برای دختر اهریمن و زنان منفی و گاهی اوقات برای كل زنان به كار برده میشود. مرحوم بهار هم میگوید «او (یعنی جهیكا)، نه تنها انگیزانندهی اهریمن به هجوم به جهان هرمزی است بلكه فریبنده و اغواگر مردان نیز هست. و بنا به اساطیر زرتشتی زنان از او پدید آمدهاند» (ص 89). این جاست كه خانم مزداپور كه البته خودش زرتشتی و فرد روشنفكری است اعتراض میكند و میگوید كه این ناعدالتی است. یعنی جهیكا و اهریمن فقط یك بخش از وجود مرد است اما گویی كه اهریمن در مواردی كل وجود زن را تشكیل میدهد و تمامیت او را تسخیر میكند. وی میگوید «این بینشی است كه تاكنون هم تصحیح نشده است» (ص 115، دلیله محتاله). در وندیداد هم آمده است: زرتشت از اهورامزدا پرسید: كیست كه تو را به تلخترین اندوه دچار میكند؟ كیست كه تو را با تلخترین درد، دردمند میكند؟ ]پاسخ اهورامزدا این است:[ چنین كسی جهی است كه بر روسپیگری در پی اشون و نااشون، مزداپرست و دیوپرست و نیكوكار میرود. (وندیداد، فرگرد18، بند 61 و 62، ص857 ترجمهی آقای دوستخواه). اهورامزدا میگوید زنی كه به روسپیگری به دنبال مرد چه با دین و چه بیدین میرود، بیشتر از همه من را اذیت میكند.
جهیكا جدا از نقشآفرینی كه در آغاز ْآفرینش دارد، و جدا از تجسمی كه در طول تاریخ در كاركرد منفی زنانه داشته است، در اساطیر زرتشتی؛ در انتهای تاریخ نیز باز سخن از او به میان میآید.
آفرینش در فرهنگ زرتشتی چهار دوره سه هزارساله دارد كه سه سوشیانت (شبیه مهدی موعود شیعیان) در سه هزار سال آخر ظهور میكنند (هر هزار سال یكی از آنها).
وقتی سوشیانت اول (اوشیدر) میآید كل اهریمنان در جهان و جامعه جمع میشوند و به صورت یك گرگ بزرگ درمیآیند. مؤمنان با این گرگ میجنگند و آن را شكست میدهند. اما از جسد این گرگ ابری تیره به آسمان میرود كه گفته میشود او جهیكاست. جهیكا بعد وارد وجود یك مار میشود. پس استمرار شر در جهان باز به شكل زنانه است. و دوباره هزار سال میگذرد و اهورائیان حكومت میكنند ولی شر نیز دوباره نیروهایش را جمع میكند. در هزاره دوم اوشیدرماه (فرزند دیگر زرتشت) و دیگر مؤمنان همه نیرویشان را جمع میكنند و آن مار عظیم را هم شكست میدهند. اما آن مار كه میمیرد، دوباره از جسدش یك ابر تیره بیرون میآید، اما باز گفته میشود این ابر تیره جهیكاست كه باز هم وارد جهان و تاریخ میشود. این حكایت را در مقاله خانم آموزگار به اسم اسطورههای آفرینش ایرانی میبینیم كه به صورت یك فصل در كتاب «شناخت هویت زن ایرانی»، به صورت داستان اوشیدر و اوشیدرماه مطرح شده است (ص 287). پس در پایان تاریخ نیز كه جنگهای پایانی اتفاق میافتد، هربار شر به صورت جهیكا ادامه حیات میدهد.
در این جا نیز گویی شر، فقط بخشی از وجود زن نیست، بلكه شر تجسم تماماً زنانهای پیدا می كند. زن در این جا از سرشت و درون اهریمن متصاعد میشود و نقش و رسالت او را ادامه میدهد. در اینجا زن هم دیوزاد است و از تبار دیو و هم زاینده دیو. به این ترتیب شر را دوباره بازتولید میكند و بسط و گسترش میدهد. به گمان من در بسط این فرهنگ این صدا، بلندتر از صدای دیگر است.
سلام برای ورود به وبلاگ اصلیم مسجد عشاق به پایین صفحه بروید اما در مورد این وبلاگ این وبلاگ از حضرت عشق و اینکه میان عاشق معشوق هیچ حایل نیست منظور عشق محض وخالی وعریان از هرگونه تعلق کثرتی است در مورد مطلب غیر خدا هرچه می پنداریم ناقص است بر فرض فرض و اعتبار غیر هدایت کردن کار خداست باید گفت حقیقت عالم خداست در فعل خدا انسان معلول است که به علت قائم است مثل تصویر در ذهن انسان از دید یک عبد و این واقعیت دارد لکن حقیقت خداست اصل در عالم وجود است تا آنجای که فلسفه می فهمه و ماهیات و ممکنات ومعلولات به خاطر او و به او موجود و در منتهای عشق عاشق عشق بی نهایت شهید می شود و بی نهایت عاشق در نهایت عشقش به معشوق شهید می شود و.... ما عرفتاک حق معرفتک را با ضمه بخونی یا با فتحه فرق داره دوست دارم صحبت کنم .با پیروی از عقل و وحی معتقد بمانید که خالق حکیم به شما معتقد بود که اختیار مختار بودن به شما داد. مطالب جالب در اینترنت را می خونم و مفید هاش را برای استفاده اینجا می گذارم و مطالبی هم از خودم در آرشیو موضوعی با عنوان شعر ها و متن های خودم می گذارم روش پاسخ دهی به مخاطب هم همینه که اگر در اینترنت برای سوال کننده مطلبی ندیدم از نرم افزارها و کتب استفاده می کنم این شماره منه 09135202907 چون صبح و عصر کلاس دارم روزهای تعطیل کامل و دیگر روزها از ساعت 8 شب به بعد قادر به پاسخ دادن به تماسها هستم پیامک آزاد متشکرم. همچنین می توانید برای گفتگو به تالار پیروان موعود که در پایین وبلاگ لینک شده بیایید نام من آن جا مسجد عشاق است .