دیدگاههای فقهی صانعی در بوته نقد 2
آقاى صانعى گفته است: ازدواج مجدد مرد بدون اجازهى همسر اول، خلاف شرع، حرام و معصيت است. در صورتى كه رضايت زن اول وجود نداشته باشد، حتى اگر مرد تمكن مالى هم داشته باشد، ازدواج مجدد وى حرام است.(35)
و براين گفتار افزوده است : ازدواج مجدد بدون رضايت همسر اول ... از نظر شرعى جرم است و اگر زن اول بعد از عقد زن دوم رضايت ندهد، اين عقد اثر حقوقى ندارد.(36)
آقاى صانعى در اين مسأله برخلاف اجماع مسلمانان فتوا داده است. علامهى حلى مىگويد: فقيهان همه شهرها در همه سرزمينها و زمانها اتفاق دارند كه براى مرد آزاد جايز است چهار زن آزاد را به عقد دائم خود در آورد.(37)
بعضى از فقيهان در توضيح سخن علامه گفتهاند : اين گفته صراحت دارد در اينكه احدى از مسلمانان با جواز ازدواج با چهار زن مخالفت نكرده است، با وجود آن كه در ساير مسائل فرعى زياد اختلاف دارند. هر كس قايل به عدم جواز شود منكر صريح قرآن است و مخالف همه اهل اسلام ... و اگر كسى اين را انكار كند، مرتد است، چون ضرورى دين را انكار كرده است.(38)
روايات فراوانى نيز بر جواز گرفتن چهار زن دلات دارد.(39)
ضمن اينكه تا به حال بين فقيهان مسلمان ديده نشده است كه كسى ازدواج مجدد را مشروط به رضايت زن اول كند، اين شرط را آقاى صانعى بدون دليل شرعى، از جانب خود ابداع كرده است. اگر چنين شرطى ملاك باشد حكم ازدواج مجدد در قرآن «فانكحوا ماطاب لكم من النساء مثنى و ثلاث و رباع» تقريباً لغو است، چون كمتر زنى است كه براى ازدواج دوم شوهرش اجازه بدهد.
البته آقاى صانعى به اين ابداعات قانع نيست و چنان مىنمايد كه در آينده قصد دارد در بسيارى از احكام دين تجديد نظر كند. نكتهاى كه در اينجا تذكر آن لازم مىنمايد اين است كه چرا مراجع محترم تقليد، مدرسين حوزه و فضلاى محترم با مماشات به فتواهاى شگفت آقاى صانعى مىنگرند، در صورتى كه نشر چنين بدعتهايى كه با كنار نهادن معيارهاى علمى حوزوى انجام مىگيرد گذشته از آن كه ضربه كارى بر ميراث فقيهان بزرگ شيعه است براى طلاب جوان و تازه كار، روشى نا مبارك و غلط را آموزش مىدهد كه مفسده آن در آينده آشكار خواهد شد.
.......................................................................................
1) در ديدار با رئيس مركز پژوهشهاى زنان، 24/7/79 .
2) روزنامه اعتماد، 14/2/85، ص 2 .
3) تحرير الوسيله، ج 2، ص 558، مسألهى 26
4) شيخ طوسى، كتاب الخلاف، ج 5، ص 254، مسأله 63؛ مقدس اردبيلى، مجمع الفائدة و البرهان، ج 14، ص 322؛ سيدمحمد جواد حسينىعاملى مفتاح الكرامة، ج 21، ص 175 .
5) جواهر الكلام، (15 جلدى) جلد 15، ص 175 .
6) روزنامهى كارگزاران، 23/6/86، ص 6 .
7) روزنامهى شرق، 12/3/86، ص 5 .
8) كتاب الخلاف، ج 5، ص 254 .
9) جواهر الكلام (15 جلدى) ج 15، ص 276 .
10) كتاب الخلاف، همانجا؛ وسائل الشيعه، ج 29، ص 205-206، ابواب ديات نفس، باب 5، ح 1-4؛ مستدرك الوسائل، ج 18، ص 300-301، ابواب ديات نفس، باب 5، ح 1-3. روايات ردّ فاضل ديه هم براين موضوع دلالت دارد. رك.: وسائل الشيعه، ج 29، ص 80-87 ، روايات، باب 33، از ابواب قصاص نفس.
11) تحرير الوسيله، ج 2، ص 519 .
12) جواهر الكلام (15 جلدى) ج 15، ص 50-51 .
13) كتاب الخلاف، ج 5، ص 145؛ بداية المجتهد، ج 2، ص 395 .
14) در ديدار با رئيس مركز پژوهشهاى زنان، 24/7/79؛ هفته نامهى گوناگون، 8/6/82، ش 28، ص 6 .
15) جواهر الكلام (15 جلد) ج 15، ص 51 .
16) روزنامهى توسعه، 13/5/81، ص 1 .
17) روزنامهى كارگزاران، 16/3/86، ص 14 .
18) جواهر الكلام (15 جلدى) ج 10، ص 708 .
19) سيدعلى طباطبايى، رياض المسائل، ج 10، ص 272؛ سيدمحمد عاملى، نهاية المرام، ج 1، ص 221؛ يوسف بحرانى، الحدائق الناضرة، ج 24، ص 113؛ كتاب الخلاف، ج 4، ص 341 .
20) روزنامهى اعتماد، 18/3/83، ش 563، ص 2 .
21) مجمع المسائل، ج 1، ص 431س 1304؛ ص 432، س 1305؛ ص 436، س 1317.
22) توضيح المسائل، ص 382 .
23) جواهر الكلام (15 جلدى) ج 9، ص 8 .
24) موفق الدين بن قدامه و شمس الدين بن قدامه، المغنى و الشرح الكبير، ج 4، ص 390 .
25) براى مطالعه رجوع شود به. ربا، پژوهش ممتاز واحد تحقيقات اقتصادى جامعه مدرسين، ص 299-308 .
26) روزنامهى شرق، 28/5/83، ص 4.
27) رك : مستمسك العروة العروثقى، ج 1، ص 323؛ مأة قاعدة فقهية، ص 163-164؛ تحرير الوسيله، ج 1، ص 144، مسأله 10؛ المبسوط فى فقه الاماميه، ج 6، ص 284 .
28) روزنامهى صداى عدالت، 12/11/84، ص 11 .
29) رك : موسوعة جمال عبدالناصر الفقهيه، ج 4، ص 252-254؛ التنقيح فى شرح العروة الوثقى، ج 2، ص 60-61؛ ذكرى الشيعة، ج 1، ص 115؛ كشف اللثام، ج 1، ص 402؛ مجمع الفائدة و البرهان، ج 13، ص 314؛ ايضاح الفوائد، ج 4، ص 547؛ مفتاح الكرامة، ج 1، ص 245 .
30) جواهر الكلام (15 جلدى) ج 12، ص 458-459 .
31) الروضة البهية، ج 2، ص 391 .
32) روزنامهى اعتماد ملى، 11/11/84، ص 7 .
33) مسالك الافهام، ج 13، ص 20 و مانند آن: رياض المسائل، ج 14، ص 209 .
34) جواهر الكلام (چاپ داراحياء التراث العربى) ج 39، ص 16؛ كفاية الاحكام، ج 2، ص 791 .
35) روزنامه اعتماد، 29/5/86، ص 1 .
36) روزنامهى آفتاب يزد، 17/9/86، ص 9 .
37) تذكرة الفقها (چاپ قديم)، ص 638 .
38) مدارك العروة، ج 29، ص 17 .
39) و سائل الشيعه، ج 20، ص 517-519، احاديث باب 1 و 2 http://mohsenzade.com/
سلام برای ورود به وبلاگ اصلیم مسجد عشاق به پایین صفحه بروید اما در مورد این وبلاگ این وبلاگ از حضرت عشق و اینکه میان عاشق معشوق هیچ حایل نیست منظور عشق محض وخالی وعریان از هرگونه تعلق کثرتی است در مورد مطلب غیر خدا هرچه می پنداریم ناقص است بر فرض فرض و اعتبار غیر هدایت کردن کار خداست باید گفت حقیقت عالم خداست در فعل خدا انسان معلول است که به علت قائم است مثل تصویر در ذهن انسان از دید یک عبد و این واقعیت دارد لکن حقیقت خداست اصل در عالم وجود است تا آنجای که فلسفه می فهمه و ماهیات و ممکنات ومعلولات به خاطر او و به او موجود و در منتهای عشق عاشق عشق بی نهایت شهید می شود و بی نهایت عاشق در نهایت عشقش به معشوق شهید می شود و.... ما عرفتاک حق معرفتک را با ضمه بخونی یا با فتحه فرق داره دوست دارم صحبت کنم .با پیروی از عقل و وحی معتقد بمانید که خالق حکیم به شما معتقد بود که اختیار مختار بودن به شما داد. مطالب جالب در اینترنت را می خونم و مفید هاش را برای استفاده اینجا می گذارم و مطالبی هم از خودم در آرشیو موضوعی با عنوان شعر ها و متن های خودم می گذارم روش پاسخ دهی به مخاطب هم همینه که اگر در اینترنت برای سوال کننده مطلبی ندیدم از نرم افزارها و کتب استفاده می کنم این شماره منه 09135202907 چون صبح و عصر کلاس دارم روزهای تعطیل کامل و دیگر روزها از ساعت 8 شب به بعد قادر به پاسخ دادن به تماسها هستم پیامک آزاد متشکرم. همچنین می توانید برای گفتگو به تالار پیروان موعود که در پایین وبلاگ لینک شده بیایید نام من آن جا مسجد عشاق است .